محمود نجم آبادى

369

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

طيسفون - پس از نصيبين - مىباشد ، كه در اين مكتب نيز عده‌اى به تعليم طب و فلسفه پرداخته‌اند . از دانشمندان بنام اين مكتب يكى آكاسيوس ( Acacius ) جاثليق سلوكيه ( در دوران قباد پدر انوشيروان ) و ديگرى ماراباى جاثليق دوران انوشيروان مىباشند . مطلب مهمى كه ذكر آن در اين مختصر لازم است آنكه ، چون نسطوريان از كشور روم رانده شده و پس از آنكه مكتب خود را در رها تشكيل دادند ، مجددا رانده شدند و به داخل ايران آمدند ، در نظر ايرانيان اين مسيحيان بسيار محترم بودند و وجود آنها خطرى از هيچ جهت براى ايران نداشت ، مضافا بدانكه در نظر پيروان مذهب مسيح ( ع ) كه به نام ملكانى و اكنون به ارتودكس ( Ortodoxe ) معروف مىباشند ، اهل بدعت شمرده شدند ، به هيچ نظر وجودشان مزاحم ايران و ايرانى بشمار نمىرفت و به همين ملاحظه علاوه بر آنكه عموما مورد توجه شاهان و ولاة ايرانى بودند ، در مورد كيش آنان نيز كمكهائى مىشده است و يكى از جهات رونق مدرسه نصيبين همين امر بود . چنان كه گفته شد ، به امر فيروز پادشاه ايران ( 483 - 459 ميلادى ) ، بر اثر هدايت برسوماى سابق الذكر ( اسقف ايرانىنژاد ) متوجه گرديد كه روميان دشمن بزرگ نسطوريان شده‌اند . از اين جهت همين برسوما با لشگرى كه از فيروز پادشاه ايران گرفته بود ، عيسويان مخالف خود را در سرزمينهاى عيسوىنشين از بين برد و نفوذ نسطوريان را در ايران زياد كرد و اينان با فراغت بال توانستند در ايران و سرزمين‌هاى متصرفى ايران به نشر و تعليم علوم بپردازند ، كه بزرگترين نتيجه اين آزادى تأسيس مكتب جنديشاپور ( بيت لاباط ) گرديد . نسطوريان كه در حقيقت نقش مهمى در تأسيس مكاتب و مدارس بالا داشتند ، خدمتى بسزا درباره انتقال علوم يونانى مخصوصا طب به ايران نمودند .